سپاس دانشکاه آزاد را -خدايش زياد کند- که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزيد بی پولی . هر ترمی که آغاز می شود ، موجب پرداخت زر است و چون پايان می يابد موجب خالی شدن جيب . پس در هر سال دو ترم موجود است و بر هر ترمی شهريه ای واجب .
از جيب و توان که بر آيد کز عهده خرجش به درآيد
باران شهريه بی حسابش همه را رسيده و کلاسهای لانه زنبوريش همه جا کشيده ، پرده حيثيت دانشجو به واسطه بی پولی ندرد و با زبان خوش وی را از دانشگاه روانه سازد .
حسابداری دانشگاه را گفته تا فرش اسکناسيش بگسترد و معمار نيکبخت را فرمود تا بناهای بی شمار در کوه و بيابان بنا کند . دانشجويان را به خلعت کارشناسی ، قبای پر خرج ليسانس در بر گرفته و اطفال پشت کنکوری را به آرزوی مدرک ، کلاهی گشاد بر سر نهاده
ديپلمه بيکار به قدرت او ليسانسه و فوق ديپلم بيکار شده ، ليسانسه بيکار به قدرت او فوق ليسانسه بيکار شده و فوق ليسانسه بيکار به تربيتش دکتری بيکار تر گشته .
ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند تا ليسانس به کف آری و به کارش نبری
همه مانند تو سر گشته و بيکار و غمين طی شود عمر به بی حاصلی و در به دری
در خبر است که در پايان ساليان دراز تحصيلی کوزه های سفالين با مدرکی دهان پر کن کرامت کنند تا آن را بر در کوزه نهند و آبش بنوشند .
نسخه برداری از فصلنامه انديشمند دانشگاه آزاد اسلامی واحد
شهر مجلسی اصفهان