ای خواننده عزيز که عاشقانه دوستت دارم


من با تقديم اين مطالب نا چيز به پسند تو ، به لبخند تو ، و عنايت و نظر تو نيازمندم.
اگر نبودی هيچ خواننده ای نبود و من و اين بلاگ هم نبوديم . من بلاگم را برای پيوستگی و همبستگی با تو می خواهم تا ميان احساس و انديشه خويش و احساس و عواطف تو پل ببندم.
برای تو می نويسم زيرا خود را از تو و تو را از خويش گسسته نمی دانم و هر روزت از روز پيش به خود نزديک تر حس می کنم .
اگر روزی بلاگم را نخواهی و نخوانی ، من خط مرگ را خواهم خواند .
من هنگامی که از چشمان معصوم دم می زنم چشمان پر از عصمت تو پيش چشمم رنگ می زند . آن دم که از عشق دم می زنم واژه ها را از قامت تو از لبخند تو از موی بلند تو وام می گيرم . با لب توست که می خندم ، با چشم تو می گريم ، و با دست تو می نويسم و با ياد تو می انديشم .
من از دنيا هيچ نخواسته ام جز خدا و از خدا هيچ نمی خواهم جز تو را ، محبت تو را ، لبخند تو را ، نظرات تو را ـ از آن رو که تو آينهُ منور و مصور خداوندی .
من بر خاک خدا گام ميزنم اما آرزو می کنم روحم افلاکی باشد . آری آب و خاکی ندارم و بسی شادم که ندارم .
من از خدای خويش به جای آب آبرو خواستم و به جای خاک توفيق آنکه خاک راه تو باشم .
چون تو دارم ، همه دارم و گرم هيچ نباشد .
اگر از اقیانوس بی کرانه ی محبت تو ، يک جام نصيبم شود دريا خواهم شد .
ای نازنین
ای مهربان
ای عزیز
شادیهایت را با خود به خلوت خویش ببر ولی غمت را با من قسمت کن . اما بدان پیش از آنکه غمت را با من قسمت کنی من بار غمت را بر دوش دل داشته ام زیرا که ما یک روحیم در دو تن .
آنچه خوانده ای جانمایه اش از خود توست . از احساس تو از نور تو از شور عشق و محبت تو .
تو دل آرام منی ـ نه آرام دل ، که خود دلی ـ دلبند منی ،تو ریشه منی ،پیوند منی ، تو احساس منی ، شعر منی .
از خدای مهربان می طلبم که جاودان بمانی .
سرت سبز و دلت گرم و لبت خندان باد
دوستدار همیشگی تو