رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نيست
رفتی با يکی ديگه دوست شدی هيچ خيالی نيست
يه روزم نوبت من ميشه واست نامه بدم
ببینی با یکی دیگم ؛جاتم اصلا ً خالی نيست
عروسکی بودم برات که تو بهم نفس دادی
دلم رو يه روز خريدی فرداش آوردی پس دادی
بگو برات من چی بودم عروسک مغازه ای
کهنه شدم رفتی حالا دنبال عشق تازه ای
« پشت دستمو داغ میکنم که تا زنده ام عاشق هیشکی نشم عاشق هر کی بشم خیالی نیست لااقل اسیر تو یکی نشم»