در گذشته های دور به انتظار اينده ای با تو زمان را دفن می کردم
و شاد از چشمانی که به انها خواهم رسيد دل خود را فريب می دادم .
حال که از ساحل اينده دور می شوم پاهايم در جستجويت راه را گم کرده اند
ودست هايم نا اميد شده اند.