ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ آبان ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

خدایا تابه حال کسی را دوس داشته ای؟بوسیده ای؟به آغوش کشیده ای؟
میدانی هم آغوشی یعنی چه؟میدانی وقتی کسی را دوس داری حرام حلال گناه ثواب ندارد؟میدانی بهشت یعنی آغوش او؟
کفرنمیگویم خدا دوستش دارم


 
 
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ آبان ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

اکنون که راهی جز جدائیمان نمانده است قلم را بنگر که چگونه از قطرات اشکم جوهر میستاند و پیش میرود ؛ میرود تا بنویسد که چگونه میسوزم ، می نویسد که چگونه دستان بی رحمشان جدایمان کرد ، می نویسد که چگونه قربانی کوته فکری و نامردیشان شده ایم ، می نویسد قصه لیلی و مجنون دیگری را که از روی هوس دیگران فنا شده اند .

کاش میشد زندگیمان را خودمان تصمیم گیریم نه اینکه آنان که ادعای فرهنگ و فهم و شعور دارند به خاطر مسائلی سطحی و پوچ که در زندگی عاشقانه امان بی تاثیرند طعم خوش زندگی ، طعم خوش با هم بودن ، و طعم خوشبخت شدن را از ما بگیرند .

اکنون کوله بار عشق را برچیده ام و بدون آنکه طعم با تو زیستن را چشیده باشم چون کاروانی بی ساربان که طعمه کویر شده دراز راه زندگی را بی تو پیش میگیرم .

بدان جز تو به کسی عشق ورزیدنم حرام است و با تو زیستنم محال .

میروم اما بی آنکه عاشق شوم و تا آخرین لحظه عاشق توام .

می روم جائی دور که گم شده باشم تا هِچ وقت در چشمان تو ننگرم چون جز خجلت چیزی برایم ارمغان ندارد .

ای دوست داشتنیم

بیا دیدارمان را به قیامت نوبت زنیم تا آنجا بتوانیم از بازیهای تلخ سرنوشتمان شکوه و شیون کنیم


 
 
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ آبان ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

یارب از دلهای ما محبت رامگیر
این تجمع این توسل این ارادت رامگیر
هستی ما بستگی دارد به مهر اهلبیت
هر چه می خواهی بگیر اما ولایت را مگیر


 
 
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

نه عاشق بوده اند و نه عاشق میشوند .
فقط شلوغش میکنند
گنجشکهایی که یک عمر از این شاخه به آن شاخه پریدن عادتشان است ...


 
 
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

محال است ببخشم کسی را که وسط خنده هایم ، وقتی بیادش میافتم
گریه ام میگیرد


 
 
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

 

مهربونیمو با ضعفم اشتباه نگیر . سرد بشم حتی اگه خودتو آتیشم بزنی ، گرم نمیشم


 
 
ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم
صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی
وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم
سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی!

وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم
صبحانه مو آماده کردی و برام آوردی، پیشونیم رو بوسیدی
گفتی بهتره عجله کنی ، داره دیرت می شه
وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم
بهم گفتی اگه راستی راستی دوستم داری
بعد از کارت زود بیا خونه!

وقتی 40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم
تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی باشه عزیزم ولی الان وقت اینه که بری
تو درسها به بچه مون کمک کنی
وقتی که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم تو همونجور که بافتنی می بافتی
بهم نگاه کردی و خندیدی!

وقتی 60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند زدی
وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم
در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم
من نامه های عاشقانه ات رو که 50 سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم بود!

وقتی که 80 سالت شد ، این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری
نتونستم چیزی بگم فقط اشک در چشمام جمع شد
اون روز بهترین روز زندگی من بود ، چون تو هم گفتی که منو دوست داری!

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری
و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی
چون زمانی که از دستش بدی
مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی
اون دیگر صدایت را نخواهد شنید!

پابلو نرودا


 
 
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

اول انسان باش

بعد آزاد باش...

باهر دین و آیینی که هستی !!!!


 
 
ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

لازم نیست به اونایی که پشت سرم حرف میزنن زیاد توجه کنم چون اونا دقیقا همونجایی که لیاقتشونه وایسادن ، یعنی پشت سرم !
در ضمن برام مهم نیست دیگران پشت سرم چی میگن ، مهم اینه جرات ندارن تو روم اون حرفارو بزنن !
خلاصه بگم : اصلاً برام مهم نیست تــــــو و امثال تــــــــو در موردم چی فکر میکنین مُـــــــــــــهم اینه که انقدر مهمم که میشینی در موردم فکر میکنی ...!!!


 
 
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

الهی و ای دادار مهربان در لحظات پایانی سال به درگاهت آمده ایم ، امیدوار ! همچون همیشه ، به امید ضیای تو ، به امید رضای تو

الهی صبر از من رمید و طاقت سست شد ، ای گشاینده راهها و کارها ، در حاجتمان نظر کن

الهى چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.

ای پروردگار مهربان ! تو نواز که دیگران ندانند. تو بساز که دیگران نتوانند. همه را از خودپرستی
رهایی ده ، همه را بخود آشنایی ده،همه را ازمکر شیطان نگاهدار،همه را از آفت نفس آگاه دار.
 بر رخ از خجالت گَرد داریم و در دل از حسرت درد داریم و روی از شرم گناه زرد داریم .
الهی!
یاریمان کن برای دوری از دروغ ، تهمت و کفران نعمتت و دوری از دورویی که آفت زندگی اند .
الهی ! دانی که بی تو هیچکسم ، دستم گیر که در تو رسم.
 الهی ! لا تزع قلوبنا ، بعد اذ هدیتنا.
 یا هادى ! اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین.
اللهم ادخل علی اهل القبور السرور
 اللهم اغن کل فقیر
اللهم اشبع کل جائع
 اللهم اکس کل عریان
اللهم اقض دین کل مدین
 اللهم فرج عن کل مکروب
اللهم رد کل غریب
 اللهم فک کل اسیر
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین
 اللهم اشف کل مریض
اللهم سد فقرنا بغناک
 اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک
اللهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر
 انک علی کل شیئ قدیر

 
 
ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

الهی و ای دادار مهربان در لحظات پایانی سال به درگاهت آمده ایم ، امیدوار ! همچون همیشه ، به امید ضیای تو ، به امید رضای تو

الهی صبر از من رمید و طاقت سست شد ، ای گشاینده راهها و کارها ، در حاجتمان نظر کن

الهى چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.

ای پروردگار مهربان ! تو نواز که دیگران ندانند. تو بساز که دیگران نتوانند. همه را از خودپرستی
رهایی ده ، همه را بخود آشنایی ده،همه را ازمکر شیطان نگاهدار،همه را از آفت نفس آگاه دار.
 بر رخ از خجالت گَرد داریم و در دل از حسرت درد داریم و روی از شرم گناه زرد داریم .
الهی!
یاریمان کن برای دوری از دروغ ، تهمت و کفران نعمتت و دوری از دورویی که آفت زندگی اند .
الهی ! دانی که بی تو هیچکسم ، دستم گیر که در تو رسم.
 الهی ! لا تزع قلوبنا ، بعد اذ هدیتنا.
 یا هادى ! اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین.
اللهم ادخل علی اهل القبور السرور
 اللهم اغن کل فقیر
اللهم اشبع کل جائع
 اللهم اکس کل عریان
اللهم اقض دین کل مدین
 اللهم فرج عن کل مکروب
اللهم رد کل غریب
 اللهم فک کل اسیر
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین
 اللهم اشف کل مریض
اللهم سد فقرنا بغناک
 اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک
اللهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر
 انک علی کل شیئ قدیر

 
 
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

دستان پر مهر بهار، طبیعت خفته را ازخواب بیدار می‌سازد، و زمین و درخت رازهای رنگارنگ و عطر آگین خویش را نثار ما می‌کند.
در سال تازه ، آگاهی، سلامتی، آرامش و شادی واقعی برای همگان آرزومندیم.


 
 
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

خدایا من را میشناسی؟
من همانی هستم که وقت
و بی وقت
مزاحمت میشوم...
اینبار هم دستم رابگیر....


 
 
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

ﺑﺎﯾـــــﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﻓﺖ،
ﺁﻧﻘــﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ..
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻟــــﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺖ ﺗﻨﮓ
ﺷﻮﺩ .
ﺁﻧﻘـــــﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﺖ ..
ﺩﻕ ﮐﻨﺪ،
ﺍﯾــــﻦ ﺳﺰﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺍ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ...


 
 
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

از اینجا صدایت می کنم
تو از آنجا بغلم کن
دلم گرفته.....
.ناراحت


 
 
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑﮕﺮﯾﺰﻡ ،
.
.
..
..
...
...
..
..
.
.
ﻭﻟﯽ ﺩﺭﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ
ﺧﻮﺩ ، ﺩﺭﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺳﺖ .


 
 
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

ﺍﯾﻦ ﺁﯾﻨــــــﺪﻩ ﮐـــــﺪﺍﻡ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ
ﺑﻬـــــﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫــــﺎﯼ ﻋﻤـــــﺮ ﺭﺍ ﺣــــﺮﺍﻡِ
ﺩﯾـﺪﺍﺭﺵ ﮐــــــﺮﺩﻡ … ؟
ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨـــــﺎﻫﯽ


 
 
ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

شعر طنز روز مهندس

گرفتم بعد عمری مدرکی چند و اینجانب شدم حالا مهندس

 ندانستم که ریزد از چپ و راست ! ز پایین و از آن بالا مهندس

غضنفر گاری اش را هول نمیداد! دِ یالا هول بده یالا  مهندس

تقی هم چونه میزد کنج بازار ! نمی ارزه واسم والا مهندس!

به مرد قهوه چی میگفت اصغر !دو تا چایی قند پهلو مهندس

 شنیدم کودکی میگفت در ده !به مردی با چپق خالو مهندس

ز جنب دکه ای بگذشت مردی !صدا آمد ” آب آلبالو مهندس “

 خلاصه میخورد خون جماعت !همیشه بدتر از زالو مهندس !

 شنیدم با تشر میگفت معمار !به آن وردست حمالش مهندس

همین مانده که از فردا بگویند !به گوساله و امثالش مهندس

یهو یاد سکینه کردم ای داد !فدای آن لب و خالش مهندس

شنیدم که عمل کرده دماغش  خبر داری از احوالش مهندس؟!

 شنیدم بعد تنظیمات بینی !بهش میگن همه خانوم مهندس

 شنیدم بچه زاییده دوباره بگو هشتا کمه خانوم مهندس!؟

سرت رو درد آوردم من مهندس !سخن از هر دری اومد مهندس

 یکی سیگار میخواد اون سمت دکه !برو که مشتری اومد مهندس !

.


 
ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻦ
ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

ﺷﻤﺎ ﺑﺶ ﻣﯿﮕﯿﻦ ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻦ
...
...
...
...
...
ﻫﻬﻬﻪ
...
...
...
ﺍﻣﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﻤﻌﻪ ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮔﯽ ﻫﺎﺳﺖ!!


 
 
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

به آنهایی که دوستشان دارید

بی بهانه بگویید :

دوستت دارم . . .

بگویید :

در این دنیای ِ شلوغ

سنجاقشان کرده اید به دلتان !

بگویید :

گاهی ، فرصت با هم بودنمان کوتاه تر از عمر شکوفه هاست ...

شما بگویید ...

حتی ...

اگر نشنوند ...!


 
 
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

یا حسین


 
ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯿ
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:
ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ
ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﺩﺭﮎ ﻧﮑﺮﺩ ﺷﺎﯾﺪ ﻣﺎ ﺧﻮﺏ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭﻥ ﻧﺘﻮﻧﺴﺖ ﺩﺭﮐﻤﻮﻥ ﮐﻨﻪ
ﺭﻓﺖ ﺗﻨﻬﺎﻣﻮﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺑﺮﺍﺵ ﺗﻨﮕﻪ
ﺍﻭﻥ ﺣﺘﯽ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻓﮑﺮﻡ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﻋﮑﺴﺶ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ
ﻣﯿﮕﯿﻢ ﺑﯽ ﺷﺮﺭﺭﺭﺭﻑ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺑﻮﺩﻡ
ﭼﺮﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﯼ؟؟؟
ﺟﻮﻧﻤﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ
ﮐﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﺜﻞ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻪ
ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺘﻮ ﺑﺴﺘﯽ ﺑﻬﻢ ﺣﺘﯽ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﺪﺍﺩﯼ
ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﺗﻮ ﮔﻠﻮﺷﻮﻥ ﺑﻐﺾ ﺷﺪ
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﯽ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﯽ ....

 
 
ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:
ﺩﺭﺩ ، ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩ
ﻣﻦ ، ﺗﻮ ﺭﺍ ...
ﺗﻮ ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ...
ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﺮﻭ ! ﺩﻟﻮﺍﭘﺲ ﻧﺒﺎﺵ ...
ﻣﻦ ﻭ ﺩﺭﺩ ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﯿﻢ

 


 
اصل 31 قانون حقوق بشر
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:
تمام اصلهای حقوق بشر را خواندم ...
و جای یک اصل را خالی یافتم ...
و اصل دیگری را به آن افزودم ...

اصل سی و یکم:
هرانسانی حق دارد ،
هر کسی را که میخواهد دوست داشته باشد ... !

پابلو نرودا

 
 
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

تو درد دهی بهتر از آن است تا  دیگـــــــــری "درمان" دهد.


 
 
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

صفایی ندارد ارسطو شدن

خوشا پر گرفتن پرستو شدن

تو که پر نداری پرستو شوی

بشین درس بخون تا ارسطو شوی


 
 
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

امشب حال غمگینی دارم ... امشب چند سال است که هر شب به خوابم می آیی نه بر بالینم ... امشب بغض هایم سنگین تر از هر شب است ... میدانی از روزی که تنهایم گذاشته ای حتی یک بار از اعماق وجودم نخندیده ام ؟ مدت هاست حواس پرت شده ام . حواس مرا با خود برده ای مادر ... مدت هاست غذایم چند تایی چای چندین نخ سیگار است ... فضای این خانه اغشته به یاد توست ... لبخند اخرت مرا از یاد زنگی پاک کرد ... ارامش مرا با خودت به کدام سمت بردی که دیگر نمیابمش ؟... میدانی از روزی که رفته ای لبخند های تصنعی ام را نثار خواهرانم کرده ام ؟ .... میدانی از روزی که رفته ای شکسته ام ؟ ... از روزی که رفته ای بی خواب تر شده ام مادر ... حال عجیبی دارم ... همیشه و تا آخرین لحظه زندگی حسرت خواهم خورد ... کاش تو مرا به خاک می سپاردی ... روزهایم تلخ است ... کاش امشب اسمان ببارد ... چند سال گذشت اما کاش دیگر نگذرد این ثانیه ها ...سلام مادرم سلام شب های دلتنگ من .


 
 
ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

هیچ کسی دوستم نداره


 
 
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
انقدر دوست دارم وقتی یه چیزی از دستم میفته بگم اوووپس!
ولی همیشه اونموقع هول میشم میگم یا ابالفضل..!

 
خوشبختی من پیدا کردن “تو” از میان این همه ضمیر بود .
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
خوشبختی من پیدا کردن تو از میان این همه ضمیر بود .

 
 
ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

لمس دستهای اونی که دوستش داری از هزاران همبستر شدن با یک غریبه که هیچ احساس بهش نداری لذتش و ارزشش بیشتره


 
 
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
همیشه منتظر کسی باش که تو رو با همه دیوونگیت قبول
داشته باشه و تو رو به همه نشون بده و بگه :

این دیـــــــوونه … عشق منه.

 
خدایا بچه های (1355~1369) چه هیزم تری بهت فروختن آخه
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

نطفه مونو تو جنگ بستن. تو ویرونیش به دنیا اومدیم. تو سر و صدای سازندگیش بزرگ
شدیم. به ما که رسید مدرسه ها غیرانتفاعی شدن. رسیدیم کنکور انواع اقسام کلاسارو گذاشتن. اومدیم ماشین بابامونو بپیچونیم یارانه ی بنزینو برداشتن. دهنمون سرویس شد کار پیدا کردیم صاب کارمون دیگه پول نداشت بهمون بده(کارخونه ورشکست شد). رفتیم اینترنت دیدیم زده دسترسی به این سایت امکان پذیر نیست. حرف دلمونو به دختری که دوسش داشتیم نتونستیم بزنیم، شکست عشقی خوردیم امدیم سیگار بکشیم روش انواع اقسام عکسارو کشیدن که سیگار نکشین. با یکی دیگه دوس شدیم با هزار مصیبت رفتیم بیرون گشت ارشاد به جرم بی جرمی گرفتمون. اومدیم بریم سربازی 18 ماه شد 24 ماه. اونم چه جوری؟ هر روز از امریکا گرفته تاااااااااااااااااااااا بیا برس به امارات تهدید به حمله کردن . خواستیم از ایران بریم دلار شد 2000تومن. گفتیم الافی دیگه بسه بریم زن بگیریم سکه شد 1000000 سر سفره عقد کسی بهمون سکه نداد. زنمونم تا دید سکه شده خداد تومن سری رفت درخواست طلاق داد...
خدایا بچه های (1355~1369) چه هیزم تری بهت فروختن آخه؟


 
تقدیم به سرور گلها...
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

در مسابقه زندگی گل زدن هنر نیست گل شدن هنر است

تقدیم به سرور گلها...


 
 
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

با تو از خاطره ها سرشارم

با تو تا آخر شب بیدارم

عشق من دست تو یعنی خورشید

گرمی دست ترا کم دارم


 
چهارشنبه سوری مبارک
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

دستت را به دوستانت بده و از آتش بگذر . . . آنان که سوختند همه تنها بودند . . " زرتشت "


 
فهمیدم چرا ترکم کرد
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

حالا فهمیدم  چرا ترکم کرد و رفت

من میخواستم مالک قلبش بشوم اما اون مستاجر میخواست


 
 
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان میخندیم .

چه آسان  لحظه ها را بکام هم تلخ میکنیم 

و چه ارزان میفروشیم لذت با هم بودن را

چه زود دیر میشود و نمیدانیم که فردا می آید و شاید ما نباشیم .


 
 
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

گناه من این بود :

اشتباه عاشق شده بودم


 
 
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

هرگز در زندگی این دورا ابراز نکن

اول آنچه نیستید

دوم همه آنچه که هستید


 
← صفحه بعد