چه جانفرسات درد بی قراری بشر را می کُشد چشم انتظاری
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

امیدا ! از برم رفتی که رفتی

ز چشمان ترم رفتی که رفتی

 

هزاران روز را کردم شماره

به امیدی که بر گردی دوباره

 

چه جانفرسات درد بی قراری

بشر را می کُشد چشم انتظاری

 

بود چشم امیدم تا قیامت

میان قصه ها دنبال نامت

 

ز بس دل در غم هجر تو جوشد

قلم بر روی کاغذ می خروشد

 

در این حال ملالت زا که هستم

به جان آمد (( شکیبایی )) ز دستم !

 

چنانم من که در هر لحظه یارا !

نفس ها می شمارد لحظه ها را

 

فراق دوست را هنگام پیری

نَفس ها می کند اندازه گیری !

 

ندارم فرصتی تا لحظه ی مرگ

بود بر شاخه هایم (( آخرین برگ !)


عشق بی ریا کیمیاست
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

یه روزی میرسه که

 جای خالیم رو با هیچ چیز نمیتونی پر کنی ...

” خاص نبودم "من

فقط …

فقط عشقم بی ریا بود…


و عشق بی ریا کیمیاست


صداقت یعنی حماقت
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

این بار آخرم بود

دیگر احساسم را برای کسی عریان نمیکنم

 صداقت یعنی حماقت


چه خوب بود از این همه آدم
ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

چه خوب بود از اینهمه آدم که دور و برم بودن،

                                                                                       یکی پشتم بود..

 


چه خوب بود از این همه آدم که در باره ام حرف می زدن

                                                           یکی هم صحبتم بود ...

 

چه خوب بود از این همه آدم که دلم رو شکستن،

                                                          یکی همدلم بود ....


هیچ کس نفهمید
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

هیچ کس نفهمید چه زجری کشیدم و دارم میکشم . حتی خودش ....


خدایا این روزها دلتنگم
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

خدایا.....

 


این روزها......

 


دلتنگم......

 


باورکن این یکی دیگرشعرنیست.....

 


تابستان
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
تــــــــﺎﺑﺴﺘــــﺎﻥ !

                         ﺣـــــــﺎﻻ ﻛــــﻪ ﺩﺍﺭﻯ ﺗﻤــــــــــــــــﺎﻡ ﻣﻴــــﺸﻮﻯ

ﺑــــﮕﺬﺍﺭ ﺑــﮕﻮﻳـــــــﻢ !
 
ﻛـﻪ ﺭﻭﺯﻫــــــﺎﻯ ﮔـــــــــﺮﻣــــــــــﺖ
 
ســــــــرد گذشــــــــت .

 


وقتی بوسه بر لبانم میگذاری به یاد می آورم دلیل کوه کن بودن فرهاد را ...
ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

وقتی بوسه بر لبانم میگذاری
به یاد می آورم دلیل
کوه کن بودن فرهاد را ...

وقتی بوسه بر لبانت میگذارم
احساس می کنم حس جنون
بر پیکر بیچاره مجنون را ...

وقتی لبانت بر لبانم گره می خورد
ایمان می آورم
آدم چه زیبا بهشت را به
سیبی فروخت ...


به روی گونه تابیدی و رفتی
ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

به روی گونه تابیدی و رفتی

مرا با عشق سنجیدی و رفتی

تمام هستی ام نیلوفری بود

تو هستی مرا چیدی و رفتی

و رفتی


از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران

رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
هر چه آفاق بجویند کران تا به کران

میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
محرم ما نبود دیده کوته نظران

دل چون آینه اهل صفا می شکنند
که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران

دل من دار که در زلف شکن در شکنت
یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران

گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود
لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران

ره بیداد گران بخت من آموخت ترا
ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
کاین بود عاقبت کار جهان گذران

شهریارا غم آوارگی و دربدری
شورها در دلم انگیخته چون نوسفران


کاش میدانستی اگر الان هم برگردی باز هم جای همیشگی ات را داری
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

کاش میدانستی اگر الان هم برگردی باز هم جای همیشگی ات را داری


 
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه،هی “من عاشقت هستم” شکست
بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست
عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست


 
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

قلب سرزمین عجیبی است ، زیرا هم زادگاه عشق است و هم آرامگاه عشق


 
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

خدایا بخاطر بنده ات از خیلی چیزام گذشتم اونم راحت از من گذشت . خدا جون خودتم که ......

خیلی سخته بخوای یه همه ب دروغ بگی غم و غصه ات کمه . پس خدا .......


 
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

   آدما نباس دوست پیدا کنن...   

 

      چون وقتی میرن ...  

 

      وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی...  

 

      وقتی نمیتونی درد و دل کنی...  

 

      یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی...  

 

      و همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت...  

 

      هی بغض تو گلوت گیر میکنه...  

 

      خفه ات میکنه...  

 

      آدما باس همیشه تنها بمونن..


 
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

هیچ کس تنهایی منو حس نکرد.

هیچ کس درکم نمیکنه .

خدایا هیچ کس رو بی کس نکن.

لعنت به زندگی لعنت لعنت


 
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟


اگر روزی تهدیدت کردند
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد


 
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

گرگ همان گرگ است ٫ شغال همان شغال ٫ بین این همه حقیقت ...

تنها آدم است که آدم نیست


 
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

امروز غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان ماه که بر باد فنا رفت نخور

به خدا حسرت دیروز عذاب است

مردم شهر به هوشید ؟؟؟

هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست

روی دیوار دل خود بنویسید خــــــــدا هست

نه یک بار و نه ده بار و به صدبار به ایمان و تواضع بنویسید

خـــــــــــــــــــــــــــدا هست


 
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

قشنگ ترین حس دنیا

                  اینه که بفهمی

                              بلایی رو که سرت آورد رو

                                       کسی دیگه سرش آورد


 
ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


 
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

امشب حال غمگینی دارم ... امشب چند سال است که هر شب به خوابم می آیی نه بر بالینم ... امشب بغض هایم سنگین تر از هر شب است ... میدانی از روزی که تنهایم گذاشته ای حتی یک بار از اعماق وجودم نخندیده ام ؟ مدت هاست حواس پرت شده ام . حواس مرا با خود برده ای مادر ... مدت هاست غذایم چند تایی چای چندین نخ سیگار است ... فضای این خانه اغشته به یاد توست ... لبخند اخرت مرا از یاد زندگی پاک کرد ... ارامش مرا با خودت به کدام سمت بردی که دیگر نمیابمش ؟... میدانی از روزی که رفته ای لبخند های تصنعی ام را نثار خواهرانم کرده ام ؟ .... میدانی از روزی که رفته ای شکسته ام ؟ ... از روزی که رفته ای بی خواب تر شده ام مادر ... حال عجیبی دارم ... همیشه و تا آخرین لحظه زندگی حسرت خواهم خورد ... کاش تو مرا به خاک می سپاردی ... روزهایم تلخ است ... کاش امشب اسمان ببارد ... چند سال گذشت اما کاش دیگر نگذرد این ثانیه ها ...

بیست و یکم رمضان هر سال یادآور تلخترین روز زندگی ام است . روزی که برای همیشه با مادر بدرود کردیم .

سلام مادرم سلام شب های دلتنگ من .


 
ساعت ٥:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


یا علی
ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

دنیا به مثل بهر بشر مزرع کشت است
بی حب علی کشتن این مزرعه زشت است
بنوشته چنین بر در فردوس خداوند
هر کس که علی دوست بود اهل بهشت است


 
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

اینجا من می نویسم.......
شادی هاوغصه هایم را ازدلتنگی هایم
تاباهم بودنم...
نوشته هام مخاطب خاصی ندارن
اینجامن می نویسم
برای دل خودم با نگاه بی انتهایت
به عمق تک تک حـــروف و واژه هایــم بنــگر
و آرام آرام مرا همراه با این صفحه ورق بزن...
و بـــــــــــعـد
به رسم روزگار
مراو عمق نوشته هایم را
به دست فراموشی بسپار
من پسری هستم ازتبارنوشتن
زندگی رابه وسعت ثانیه هایی که
داشتی حس کردم
خوبی ها و بدی هایش رادرک کردم
ویادگرفتم وزندگیم راآنگونه که خواستم
می سازم........
این سکوت هایم رابه صورت تصویرونوشته هایی
ازعمق احساس نمایش می دهم
شایدکسی دیگرباشدکه
این زندگی نورادرک کند
من یک پسرم ....
بادنیایی ازآرزوهایم
من یک پسرم سرشارازحس ناب زندگی
باکوله باری از
حرفا های خورده شده.....
من یک پسرم باثانیه هایی ازهیاهو
دلم که بگیرد راه رفتن درکناریک
جوی آب وچندقطره اشک
آرامم می کند!!!
بچگانه نیس چون من یک پسرم
بااحساسات مردانه....
وقتی از کنارم رد میشوی یادت نرود ،
که اتش وجودم..
هم میتواند گرم کند هم بسوزاند..
با دل بیا تا گرم شوی..
اگر فریب در مشتت پنهان باشد....
بی گمان خواهی سوخت...
پس مواظب حرف هاواحساسات
من باش.....
اینجااشک هاوغصه هایم را
درپشت صورتک هایی که
میگذارم پنهان میکنم تاتوفکرکنی
که میخندم تابخندی....
خوش اومدی دوست عزیز!


عذرخواهی
ساعت ٢:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

ﻣﻦ ﯾﮏ ﻋﺬﺭﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻪ "ﺧﻮﺩﻡ" ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻡ !!!

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩﻡ ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺭﻭ ﺑﻮﺩﻡ ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻢ ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ...

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ ..........


" ﺧﻮﺩﻡ "


ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺒﺨﺶ ،

ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮ... ﺗﺎ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﻮ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻧﺪ .

 


عشقه من
ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

عشقه من . . باورت بشود یا نه . . .!!!

روزی میرسد که دلت برای هیچکس به انداره ی من تنگ نخواهد شد. . .

برای نگاه کردنم . . .خندیدنم . . .اذیت کردنم . . .

برای تمام لحظاتی که کنارم داشتی. . .روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود . . .

اما . . .روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد . . .


 
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
دوستت دارم...

و اینـــ بـــه شناسنامه ها هیچــــ ربطی ندارد!!!!!


دلـــــمانـــــ که با هـــم باشد.....


گـــور پـــدر فاصـــله ها ..


به قلبم افتخار میکنم
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

من به قلبم افتخار می کنم

با آن بازی شد !

زخمی شد !

به آن خیانت شد !

سوخت و شکست !
اما به طریقی هنوز کار می کند . . . !


به کدام ملت است این به کدام مذهب است این که کشن
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی

                                 چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایـی

همه شب نهاده ام سر چو سگان بر آستانت

                                 که رقیب ز در نیاید به بهانه گدایی

به کدام ملت است این به کدام مذهب است این

                                که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایـــی

ز فراق چون ننالم من دل شکسته چون نی

                                که بسوخت بند بندم ز حرارت جدایی

به قمارخانــه رفتم همه پاکبــاز دیــدم

                               چو به صومعـه رسیـدم همـه زاهــد ریایـــی

 به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

                                که تو در برون چه کردی که درون خانه آیـــی

در دیــر می زدم مـن که ندا ز در درآمـــد

                                کـه درآ درآ عـراقی که تو هم از آن مایی


من چشم هایم را میبندم تو در گوشم زمزمه کن اسممو
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

من چشم هایم را میبندم
تو در گوشم زمزمه کن اسممو
کاش میشد تمام داستان های دنیا را ازدهان تو بشنوم....!
تمام عاشقانه های دنیا را تو برایم تکرار کنی
اصلا هرچه تو بگویی زیباست
کاش میتوانستم با تمام وجود، صدایت را در آغوش بگیرم
وقتی صدایم میکنی:
عشقم عمرم نفسم زندگیم
و من با تمام وجود داد بزنم:
جانم...؟!
صدایت زیباترین صدای دنیاست.....
چقدر اسمم رو لب های تو زیباست...


 
ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

نگران نباش 

نمیشود دوستت نداشت 

لجم هم بگیرد ازدستت 

دفترچه خاطراتم 

پرازفحش های عاشقانه میشود

 


 
ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

می آیم دردهایم را روی این صفحه "مجازی" مینویسم

ولی هیچوقت هیچکس نفهمید من این ها را"واقعی" درد میکشم

 


دِلت هرچه بی وفاشــــه تــورو از دست نمیدم
ساعت ٥:۳۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
دِلت هرچه بی وفاشــــه تــورو از دست نمیدم
جون من اگر فـَـنــاشه تـــورو از دســت نمیدم
شنیــــدم مُـــردن مــــن آرزوته ، من میمیـــرم
که به این دِلِـت رضا شه تورو از دست نمیدم
 
اُنقَــــــدَر مـــیمـــــونَم توُ گوشِــــت میخـــــونم
دِلِت باخــــــدا شــه ، تــــورو از دســت نمیدم
  اُنقَدَر صبـــــر میکنـــــم  که عُماق چشمـــات  
 یه بــاغ با وفـــاشه ، دل مــــن رضـــاشــــــه 
تـــورو از دســــت نمیـــــدم
 
عـُمـــریه که من نشستم ، عـُمری دیگه میشینم
دِلت با من آشناشــه ،  تـــورو  از دست نمیدم
به زبون بی زبونی  میگـــم که پیــــشم بمونی
زندگیم پر از صفا شه  تــو رو از دست نمیدم
 
شب میـرَم توُ خانقـــاه ، میشینــــم روُبــــه خدا
حاجَتَــــم بلکه رَواشــه  تورو از دسـت نمیدم
 از تو چشمــــونــت به من  بــرق آرزو بــــدن
 قسمتــــم درد و بلا شـــه قسمتــم درد وبلا شه
  هـــر بلای میخواد باشـه تـورو از دست نمیدم

 
ساعت ٥:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

تو هدفی..من دنبال تو ام
تو معبودی..من عبد توام
توعشقی..من عاشق توام
تونوری..من شب پره توام
تو بال باش..من پرنده توام
تو ارباب باش..من برده توام
تو همراه باش..من رونده توام
تو ناز باش..من نیاز توام
تو اواز باش..من یه ساز توام
فقط باش که بی تو میبازم...


زندگی درست مثل نقاشی کردن است؛
ساعت ٥:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

زندگی درست مثل نقاشی کردن است؛
خطوط را با امید بکشید
اشتباهات را با آرامش پاک کنید
قلم مو را در صبر غوطه ور کنید
و با عشق رنگ بزنید


فراق دوست جان را میگدازد
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

فراق دوست ، جان را می گدازد

صدای دوست ، دل را می نوازد

 

اگر چه بانگ تو از راه سیم است

گل پژمرده ی دل را نسیم است


تو اگر بیایی وجودم را با تمام بی کسی هایش در وجود بی کرانت سبز می کنم
ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

تو اگر بیایی

چشم هایم را می بندم

با تمام وجود لمس ات می کنم

و از صمیم دل آرزویت می کنم

تو را با تمام ابهتت

میان انگشتانم، پنهان می کنم

و وجودم را

با تمام بی کسی هایش

در وجود بی کرانت سبز می کنم

تا درختچه ای شود

میان خاطرات سربه فلک کشیده

و آرزوهای کودکانه

و مشتی عاشقانه،

در بیت بیت غزل هایم، نثارت می کنم

تا دوباره،

بذر محبت در سینه ات بشکفد

و برای ثانیه هایی که چشم بسته

در برابرت می سوزم

آغوشت تکیه گاهم باشد


 
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

اما خدا آلزایمر گرفتیا . من توبه کردم تو هم بخشیدی پس چرا بازم اومدی سر خونه اولت


 
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


عـلـآوه بـَر اینـکه مـَن و تـو ، مـا نَشـودیـم نصـف مـَنـَم ازبیـن رَفـت ...
ساعت ۳:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

عـلـآوه بـَر اینـکه مـَن و تـو ، مـا نَشـودیـم
نصـف مـَنـَم ازبیـن رَفـت ...

میخواهی بروی ؟؟؟؟/
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
مى خواهى بروى؟

بهانه مى خواهى؟

بگذار من بهانه را دستت دهم..

برو و هرکس پرسید چـــرا؟

بگو لجوج بود! همیشه سرسختانه عاشق بود..

بگو فریاد مى کرد! همه جا فریاد مى کرد که فقط مرا مى خواهد..

بگو دروغ مى گفت! مى گفت هرگز ناراحتم نکردى..

بگو درگیر بود! همیشه درگیر افسون نگاهم بود..

بگو بی احساس بود! به همه فریاد ها، توهین ها و اخم هایم، فقط

لبخند می زد..

بگو او نخواست! نـخـواسـت کـسـى جـز مـن در دلــش خـانـه کـنـد......

 


دیگر احساسم را ؛برای کسی عریان نمیکنم
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

دیگـــــر احســـــــــــاســـم را ؛
     بـــــرای کســـــی عریـــــان نمیکنـــــم ...
         صـــــــــــداقت یعنـــــی حماقــــــــــــت ..............!


دیگر دوستت ندارم
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


خودکار را به دست می گیرم
و روی صفحه ی امروز تقویم
بزرگ می نویسم:
« دیگر دوستت ندارم »


فوت شد
ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


آخرین مطلب
ساعت ٢:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

دل من،جام لبریز از صفا بود،

از این دل ها،از این غم ها جدا بود،

شکستندش به خودخواهی،شکستند،

خطا بود آن محبت ها،خطا بود،


 
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


Love
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


دور گردون گر دوروزی بر مراد ما نگشت ** دائمأ یکسان نباشد حال دوران غم مخور
ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

دور گردون گر دوروزی بر مراد ما نگشت  **  دائمأ یکسان نباشد حال دوران غم مخور


 
ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

این را بدان..........

دوستت دارم........

حتی اگرزمانی وجود نداشته باشم.........


راضی ام به خوشبختیت حالا با هرکی باشه

گرچه دل من تنها شده ولی یاد تو

همیشه باهاشه........


من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

پنجره  را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من ...
غصه هایت برای من ...

همه بغضها و اشکهایت برای من ...

بخند برایم بخند
آنقدر بلند

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ...
صدای همیشه خوب بودنت را ...

 

 

.


گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند .....
ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند ... بجای شمع گرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند


دلم گرفته
ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

دلم گرفته....

ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته


یک سینه غرق مستی دارد هوای باران از این خراب رسوا امشب دلم گرفته


امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته


خون دل شکسته بر دیدگان تشنه باید شود هویدا امشب دلم گرفته


ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته


گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

 


به نام عشق
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

به نام عشق... امروز میخواهم باور کنم تویی...باور کنم تویی...باور کنم تویی...              قصه ی ما را از دل بی سامان من بگیر... بگیر... بگیر... . من فقط نامی شنیدم و دنیایی باختم، چگونه هر چه دارم نبازم وقتی تو مرا دیدی... ؟ من بیچاره... من بیچاره... من بیچاره... خدا، دوست، همه ی عالم و من... و من... و من ...بر سرت می کوبند چرا دل باختی...؟ چرا لحظه ها را باختی...؟ چرا دوست را باختی...؟ و چرا دیگر آبرو باختی...؟ تنها بدان من باختم که تو همیشه باشی... . و اما تو...و اما تو... و اما تو... در جواب روزهای سرد و تاریکم و به پاس گرما و سرخی روزهای آفتابیت، دعا کن به دنیای آنها که به قامت خسته ام چشم دوخته اند، باز گردم... باز گردم... باز گردم... دیدار به قیامت... دیدار به قیامت... دیدار به قیامت و پایان.


 
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:


 
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

اگه به زور روزگار از زندگیت میرم کنار

میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار


 
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

اگه به زور روزگار از زندگیت میرم کنار

میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار


* گرقبله شوی سجده برویت نکنم *
ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

میروم که دگر نظر برویت نکنم*
گرقبله شوی سجده برویت نکنم*
گردسته گلی شوی وبرزمینی افتی*
صدبار برت دارم وبویت نکنم*


رفتم که دیگر برنگردم …
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

با یاد روز آشنایی

 

اکنون رسید روز جدایی

 

همراه اندوه نگاهت

 

دیگر نمیمانم به راهت

 

من قصّه ی اندوه و دردم

 

من شعله ای خاموش و سردم

 

رفتم که دیگر برنگردم

 

رفتم دگر بدرود بدرود

 

پایان گرفت افسانه ی ما

 

چون قایقی در دست طوفان

 

ما عشقمان گم شد به دریا

 

رفتم دگر بدرود بدرود

 

از من چه دیدی ؟ من چه کردم ؟

 

ازمن گذشتی ،بی تو من هم

 

رفتم که دیگر برنگردم

 

اکنون چو پائیز نگاهت

 

غمگینمو تنها و خسته

 

کی میتوان برگشت افسوس

 

پشت سرت پلها شکسته

 

یاد تو همچون سایه با من بود

 

هر جا که رفتم همسفر بود

 

تو بی منو یاد تو با من بود

 

عشق تو دیگر بی ثمر بود

 

افتادنِ خاموش برگم

 

بی دردیِ پایانِ مرگم

 

رفتم که دیگر برنگردم

 

 

رفتم که دیگر برنگردم …

 


چه خوش خیال است ..
ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

چه خوش خیال است ....

فاصله را میگویم....

به خیالش تورا از من دور کرده نمیداند جایت امن است.اینجا میان دلم...

جایی که جز یک صدایی خاص چیزی به گوش نمیرسد کافیست چشمهایت را ببندی تا بشنوی

صدای سوزناکی که تورا میخواهد


 
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

رمضان خوش آمدی من به تو عادت دارم از تو با نغمه ی پرسوز شفاعت دارم گرچه دیریست خدا رفته زیاد دل من من به ایام خدا ولی ارادت دارم ...فرارسیدن ماه رحمت و مغفرت الهی مبارک باد


 
ساعت ٥:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

تنها امیدم لطف خداست

خدا جون گناهکارم ولی گناه دارم

برام دعا کنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــد


همه رفتند
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

همه رفتند کسی دور و برم نیست

                                     چنین بی کس شدن در باورم نیست


 
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

موندنی با لگدم نمیره

رفتنی با خواهش هم نمیمونه

 

وقتی دنیایت را به اندازه یک نفر کوچک میکنی ،

و یک نفر به اندازه خدا برایت بزرگ

قمار بزرگی کرده ای

اگر برود ....

دین و دنیایت را یکجا باخته ای


چو نیاز ما فزون شد ، توبه ناز خود فزودی
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

دل زود باورم را، به کرشمه ای ربودی

چو نیاز ما فزون شد ، توبه ناز خود فزودی



به هم الفتی گرفتیم ، ولی رمیدی از ما

من ودل همان که بودیم و تو آن نه ای که بودی



من از آن کشم ندامت ، که تورا نیازمودم

توچرا زمن گریزی ، که وفایم آزمودی



زدرون بود خروشم ، ولی از لب خموشم

نه حکایتی شنیدی ، نه شکایتی شنودی



چمن از تو خرّم ای اشک روان ، که جویباری

خجل از تو چشمه ای چشم رهی ، که زنده رودی.


خوش آن دلداده ای که این بخت دارد
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

خوش آن دلداده ای که این بخت دارد  ***  که پیش روی جانان جان سپارد


حوصــله خوانــدن ندارم ... حوصــله نوشتـن هم ندارم ..
ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

حوصــله خوانــدن ندارم ...

 
حوصــله نوشتـن هم ندارم ...
 
 
این همـــه دلتنـــگی دیگر نه با خــواندن کم می شود ، نه نوشـــتن!
 
 
دلـــم بودنت را می خـــواهد ...
 
 
فقــــط همــــین ...!!
 

 
ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

ما ز یاران چشم یاری داشتیم


 
ساعت ٥:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

عشقمان مخرج صفریست که تعریف نشد **


ماندن
ساعت ٤:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند ترکتان نخواهند کرد .

آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت


یادت باشد
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

یادت باشد کسی که تو را دوست دارد با تو میماند .

برایش مهم نیست تو زیبایی یا زشت ..

 

چاقی یا لاغر ..

برای داشتنت میجنگد با هر وسیله و ابزاری که دم دستش باشد ....

برای نگهداشتنت ، برای با تو بودن و ر میکند .

از همه چیزش مایه میگذارد از جانش ...

مالش ...  شخصیتش ... آبرو و اعتبارش ...

حتی شرفش

فقط میخواهد تو کنارش باشی .

به هر قیمتی که شده حرمت دوستی را نگه دارد .

حرمت جمله دوستت دارم را ....

اما ....

اما اما اگر دوستت نداشته باشد به کوچکترین بهانه ای میرود

به هر بهانه ای که میخواهد باشد

گاهی حتی بی بهانه میرود

اگر خواست برود بگذار برود ..

جلویش را نگیر

خودت را برای کسی که دوستت ندارد خرج نکن

برای خودت زندگی کن

برای کسی که ارزش تو را دارد ارزش تو را میداند ..

یادت باشد بهتر است آنهایی کنارت باشند که دوستت دارند

آنهایی که دوستت دارند و تو را برای همیشه میخواهند

بگذار بقیه آرام و بی سر و صدا راهشان را بگیرند و بروند ./


 
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

امروز را با هدفی تازه شروع کردم .

به دنبال زندگی جدید و متمایز


 
ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

میخوای که بعد از ابنهمه عاقل بشم رهات کنم 

       من قطره قطره آب میشم تا تورو خاموشت کنم


نمیدانم که میدانی، ولی بد جور دلتنگم
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

 

نمیدانم که میدانی،ولی بد جور دلتنگم

برای دیدنت با هر چه مانع هست می جنگم

 

 

به خوردم می دهد هر لحظه دوریّ تو حسرت را

منی که خسته از این جاده فرسنگ فرسنگم

 

 

من و فرهاد از یک طایفه هستیم؛نگذارم

که تا جان در بدن دارم تو را گیرند از چنگم

 

 

تو میخوانی و دنیا می شود رقاصه ات،برعکس

شبیهت نیستم حتی، غم انگیزم، بد آهنگم

 

 

خدا لعنت کند این بی تو بودن را که دق کردم

نمیدانم که میدانی، ولی بد جور دلتنگم


تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام


من نامت را صدا میکنم تو بگو جانم
ساعت ٤:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

بگذار توی همین یک جمله دوباره عاشق هم باشیم ! ! !

من نامت را صدا میکنم .....

تو بگو جانم .....


چه شوری میزند دلم
ساعت ٤:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

چه شوری میزند دلم وقتی

در چشم دیگران

آنقدر شیرین میشوی


قسم خوردم برای عشقِ پاکت بشم اونی که میبینی تو خوابت
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
نمیدونی شبا تا صبح تو خواب بودی و من محو چشات بودم

نمیدونی ولی آروم... همش از ناز چشمای تو میخوندم

هستیمو دنیامو پای تو میزارم

این بهترین دلخوشیمِ که تو رو دارم

قسم خوردم برای عشقِ پاکت

بشم اونی که میبینی تو خوابت

فقط می خوام تو باشی تو این دنیا کنارم

این بهترین دلخوشیمِ که تورو دارم

تو میدونی چه حالیم

از این که توی این دنیا تورو دارم

تا وقتی که نفس دارم

واست چیزی از این عشق کم نمیزارم

یه لحظه هم سخته بدون تو بودن

این بهترین دلخوشیمِ که تورو دارم

قسم خوردم برای عشقِ پاکت

بشم اونی که میبینی تو خوابت

فقط می خوام تو باشی تو این دنیا کنارم

این بهترین دلخوشیمِ که تورو دارم

 


به حسودان بگو
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:

به حسودان بگو ما عاشق همیم

چشمان تو پر از من است و چشمان من پر از تو

من شبیه خودم و تو شبیه هیچ کس

به حسودان بگو

در آسمان ما پیزی جز عشق پر نمیزند که شاید از تماشای این عشق دق کنند

یا در کوچه و بازار قصه مان را جار زنند


میتوانم دنیا را یک دستی فتح کنم ....
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی:
میتوانم دنــــــیا را یک دستی فتح کنم!!.

به شرطی که

بازویم را تــــــــو گرفته باشی


← صفحه بعد